سلام
اینجا جام یکم تنگه . ولی 11:55 دقیقه دیگه باید صبر کنم . من الان از توی شکم مامانم دارم براتون می نویسم. شاممو خوردم و برای ورود به دنیایی که هیچ اطلاعی ازش ندارم دارم خودمو آماده می کنم . قرار فردا من به شرط چاقو به دنیا بیام . نمی دونم بابام برام لباس آورده یا نه ؟ من با 2 کیلو و 870 گرم وزن و قد 46 سانتی متر  پا به دنیا می زارم. 
امروز از نهار خبری نیست . مامانم می گه من تازه زایمان کردم و نمی تونم . منم که تازه به دنیا اومدم . خواهرم هم که یک سال و نیم بیشتر نداره . می مونه بابام که همه حاضریم گرسنگی بکشیم ولی راهی بیمارستان نشیم.
دو ساله که برام تولد نمی گیرن . پارسال به خاطر شب قدر و امسالم بخاطر شهادت امام جعفر صادق. سال دیگه هم حتما می خواهد بیفته تو عاشورا . من که پیشونی ندارم کادو گیرم بیاد . یهو دیدی گفتن واسه غافل گیری امام حسین و شهدای کربلا هم که شده دو ماه عاشورا زود تر برگزار می کنیم.اخه یکی نمی گه تو 9 ماه اون تو صبر کردی.یک روز دیگه هم صبر می کردی از شهادت بگذره .
من متولد ماه عقرب از فصل زیبای پاییزیم . مثلا باید هوا کمی سرد باشه و برگ درخت ها زرد بشه و بریزه . ولی اینجا خبری نیست و همچنان کولر ها روشنه .  رشته الکترونیک درس می خوانم  و امید زیادی به قبولی تو کارشناسی دارم. فرزند دوم و اخر یک خانواده 4 نفری هستم .



پاورقی...
1- اگه گفتین چند سالم شده ؟
2- خدا من به جا کلیدی هم راضی ام .
3- متولد آبانم ولی شناسناممو شهریور گرفتن.
4- مامانم عمل داره . براش دعا کنید دخترش خوشگل باشه .
5- یه دفتر دارم پر از خاطرات کودکیم . مامانم برام نوشته.
6- من برم مامانم بوسم کنه .