on time
چند روزی است حوادث غیر مترقبه در شهر ما با اطلاع قبلی و سر یک ساعت به وقوع می پیوندد . به طوری که در این 4 روز گذشته بین ساعت 2 تا 4 صبح زلزله هایی به وقوع پیوسته که بیشتر شبیه انفجار بوده تا زلزله و بیشترین مقدار آن را 4.9 ریشتر اعلام کردند که خرابی های به وجود آمده بیانگر چیزه دیگری است . تاحالا 7 ریشتر زلزله اومده بود ولی نه قابی افتاده بود بشکنه نه در کابینت باز شده ظرف ها بریزه بیرون نه لامپ افتاده بشکنه و نه دیوار ها ترک خورده و گچبری های دیوار ریخته . ولی عجیب آنکه با 4.9 ریشتر همه این اتفاقات برای خونه ما که ویلایی افتاد و خدا به داد آپارتمان ها برسه . ما به تازگی به معنی واقعی 4.9 ریشتر پی بردیم. حرف ها و حدیث های زیادی در باره وقوع این اتفاقات غیر مترقبه ولی سر ساعت بخصوصی وجود دارد که بحث داغ تمامی محافل شده . اون روز صبح بعد از اولین زلزله موقعی که به سمت شرکت می رفتم دعا می کردم ساختمان شرکت خراب شده باشه یه چند روزی استراحت کنم ولی هیچ اتفاقی نیافتاده بود حتی مانیتور نشکسته بود که من بهانه برای کار نکردن داشته باشم .
این چند شب بعد از زلزله اتفاقات خنده داری هم به وقوع پیوست مثلا کسایی که کل این چند سال خودشونو می گرفتن و کلاس می زاشتن کلی قیافه می اومدن ، باید می دیدین از ترس با چه لباس های افتضاحی پریده بودن تو خیابون .من که اعتراف می کنم تا تو حیاط خونه با تاپ شلوارک بودم چون خونه ویلایی بود .
پاورقی...
1- این چند شب هیچ کس خواب درست حسابی گیرش نیمد.
2- واقعا همه می دونستیم که زلزله چه ساعتی می یاد و خودمونو برای اون ساعت آماده می کردیم .
3- یکم عجیب نیست ؟؟؟
4- شهر مثل عید نوروز پر از چادر های رنگارنگ شده بود.
5- حادثه هیچگاه خبر نمی کند ... تصحیح می کنم . حادثه همیشه خبر می دهد.
6- خدا می داند و بس ...
7- اگه خوبی یا بدی از من دیدین حلالم کنید .

سلام .