من و باغ
دوباره مسافرت بودم . امسال دوباره افتادم رو غلتک مسافرت رفتن . چند روز پیش ساعت 12 ظهر زنگ زدن بهم گفتن حاضر شو می یام دنبالت بریم مسافرت . منم داشتم لازانیا می پختم . گفتم اجازه بدین ناهار بخورم بعدش می یام . بعدشم یه دست لباس واسه خودم جمع کردم + مسواکم پریدم تو ماشینو رفتم مسافرت .
یکی از همکارام رفته مرخصی . یعنی وقتی بود هم فرقی نمی کرد . کلی کار ریخته سرم . امروز وقتی اومدم تو اتاق کارم یکی از همکارام بهم گفت : بریم ؟ گفتم کجا ؟ گفت بریم پارک قدیم بزنیم هوا بارونیه .... خو بریم خونه دیگه ساعت 3 شده . یه نگاه به عقربه های ساعت انداختم که مثل بازی رالی داشتن از هم سبقت می گرفتن .
دوستم رفته پیش یه خیاط مرد مانتو دوخته . این نکته بگم که خیاط اندازه هاشو نگرفته از یه مانتو دیگه که واسه مدل اورده بوده اندازه برداشته . مانتو یه سایز کوچیک تر دوخته و مانتو اندازه من شده . دوستم مانتشو داد به من. مانتوش خوشگله و بهم می یاد .
وقتی مانتو تنم کردم مامانم بهم گفت خیلی وقته مانتو رنگ روشن تنت ندیدم . همیشه یا کرم بوده یا مشکی . فک کنم از وقتی با دوست پسر اولیت بهم زدی دیگه مانتو رنگ روشن نپوشیدی .
رفتم تو فکر . چه دقتی داره مامان دوستم . به گذشته برگشتم و حسابی حالم گرفته شد .

پاورقی ...
1- از این به بعد همش مانتو رنگی می خرم .
2- به دوستم گفتم یه مانتو انتخاب کنه من پولشو می پردازم .
3- حالا باید برم یه شال و یه کیف و یه کفش ست برای مانتو بخرم .
4- مسافرت رفته بودم چند تا از روستا های خوش اب و هوای اطراف کرمان .
5- کلی انار ، سیب گلاب ، گردو ، انگور و انواع و اقسام میوه چیدیم .
6- حسابی جاتون خالی
یکی از همکارام رفته مرخصی . یعنی وقتی بود هم فرقی نمی کرد . کلی کار ریخته سرم . امروز وقتی اومدم تو اتاق کارم یکی از همکارام بهم گفت : بریم ؟ گفتم کجا ؟ گفت بریم پارک قدیم بزنیم هوا بارونیه .... خو بریم خونه دیگه ساعت 3 شده . یه نگاه به عقربه های ساعت انداختم که مثل بازی رالی داشتن از هم سبقت می گرفتن .
دوستم رفته پیش یه خیاط مرد مانتو دوخته . این نکته بگم که خیاط اندازه هاشو نگرفته از یه مانتو دیگه که واسه مدل اورده بوده اندازه برداشته . مانتو یه سایز کوچیک تر دوخته و مانتو اندازه من شده . دوستم مانتشو داد به من. مانتوش خوشگله و بهم می یاد .
وقتی مانتو تنم کردم مامانم بهم گفت خیلی وقته مانتو رنگ روشن تنت ندیدم . همیشه یا کرم بوده یا مشکی . فک کنم از وقتی با دوست پسر اولیت بهم زدی دیگه مانتو رنگ روشن نپوشیدی .
رفتم تو فکر . چه دقتی داره مامان دوستم . به گذشته برگشتم و حسابی حالم گرفته شد .

پاورقی ...
1- از این به بعد همش مانتو رنگی می خرم .
2- به دوستم گفتم یه مانتو انتخاب کنه من پولشو می پردازم .
3- حالا باید برم یه شال و یه کیف و یه کفش ست برای مانتو بخرم .
4- مسافرت رفته بودم چند تا از روستا های خوش اب و هوای اطراف کرمان .
5- کلی انار ، سیب گلاب ، گردو ، انگور و انواع و اقسام میوه چیدیم .
6- حسابی جاتون خالی
+ نوشته شده در چهارشنبه ۱۶ شهریور ۱۳۹۰ ساعت 22:32 توسط چتر سوراخه
|
سلام .