خرداد
این روز ها برنامه زندگیم خیلی تغییر کرده . الان که دارم این متنو می نویسم خاله ام اومده خونمون و داره جیغ جیغ می کنه و می گه وقتی مردی رفتی اون دنیا زبون همه مردم دنیا بعد از مرگ عربی می شه و پاشو کرده تو یه کفش و منم بهش گفتم اگه مردم و رفتم اون دنیا زبونم عربی نشد گردن تو . وای سر درد گرفتم از دست خاله ام . بگذریم . داشتم می یگفتم برنامه زندگیم تغییر کرده و اگه خاله گرام بذارن بقیشو بنویسم . یادم رفت . اخ . امسال مسافرت تعطیله چون دارم پولامو جمع می کنم تا یه کار بزرگ انجام بدم . الان نمی گم تا بعدا سوپرایزتون کنم . چند ماهیه توی یه شرکت جدید سر کارم . محیط خیلی گرم و دوستانست . همکار هام رو دوست دارم و اونا هم منو دوست دارن . البته من از این شانسا ندارم و همشون متاهل هستن . کارم نسبتا راحته ولی با ادم های خنده داری سرو کله می زنیم که گاهی وقتا همزمان باعث اعصاب خوردی و شادی روح می شه . نمی گم کارم چیه چون خیلی ها ممکنه منو شناسایی کنن و ترورم کنن .
پاورقی ...
1- کمی چاق شدم
2- البته نه خیلی . اینا همه از نتایج پشت میز نشینی و خوردن زیاده .
3- الان احساس گشنگی خیلی زیادی دارم .
4- بازم می بینمتون
پاورقی ...
1- کمی چاق شدم
2- البته نه خیلی . اینا همه از نتایج پشت میز نشینی و خوردن زیاده .
3- الان احساس گشنگی خیلی زیادی دارم .
4- بازم می بینمتون
+ نوشته شده در شنبه ۲۱ خرداد ۱۳۹۰ ساعت 19:34 توسط چتر سوراخه
|
سلام .