نمی دونم ....
سلام ....
نمی دونم از چی و از کجا بگم ... حتی نمی دونم کی داره الان این نوشته های منو می خونه ... من که هنوز حرف خاصی ننوشتم .... فقط حرف های دلمو می نویسم .... حرف های این دل وامنده...
نمی دونم چرا دوستام به من حسودیشون می شه ... من هیچی از اونا بیشتر ندارم ... همین حسادتشون منو اذیت می کنه ...
الان خیلی خوابم می یاد .... بقیشو بعدا می نویسم
نمی دونم از چی و از کجا بگم ... حتی نمی دونم کی داره الان این نوشته های منو می خونه ... من که هنوز حرف خاصی ننوشتم .... فقط حرف های دلمو می نویسم .... حرف های این دل وامنده...
نمی دونم چرا دوستام به من حسودیشون می شه ... من هیچی از اونا بیشتر ندارم ... همین حسادتشون منو اذیت می کنه ...
الان خیلی خوابم می یاد .... بقیشو بعدا می نویسم
+ نوشته شده در جمعه ۲۳ آذر ۱۳۸۶ ساعت 14:35 توسط چتر سوراخه
سلام .