تبليغاتX
دخـــتـری بــا چــــتـری ســــوراخ

دخـــتـری بــا چــــتـری ســــوراخ
ایــن وبــــلاگ هــیـچ شعبـــه دیــگــــری نـــدارد


چرا وقتی می خواهیم به کسی فحش بدیم می گیم ، طرف گاوه ، خره ، گوسفنده ؟؟ چرا نمی گیم طرف گربه ست ؟؟ به جان خودم گربه خر تره . نه یعنی نفهم تره . یه گربه داریم ، یعنی نداریم مال ما نیست گربه همسایست ولی همیشه تو خونه ما افتاده.  خیلی پرووه و آبرو بره . هر وقت من دارم نهار می خورم می یاد تو پنجره نگام می کنه . دلم براش کباب می شه . یه لقمه از گلوم پایین نمی ره ، وقتی هم براش غذا می ریزم مثل اینکه کور باشه ، می ره یه طرف دیگه . خیلی پخمس . خیلی خره . خیلی گوسفنده . خیلی گاوه .

چرا وقتی می خواهیم بگیم طرف پارتی بزرگی داره ، میگیم : خیلی خرش می ره ... چرا وقتی یکی درسش خوبه میگیم : خیلی خر می زنه ... چرا وقتی یکی کار احمقانه می کنه میگیم : طرف خیلی خره ... چرا یک کلمه خر می تونه این همه معنی داشته باشه . من به شخصه برای مثال زدن برای اشیاء بزرگ از کلمه خر استفاه می کنم . مثل خر مداد . خر لیوان . در صورتی که فیل خیلی بزرگتر از خره .

اون روز میشل و میشکا بردم دریا . میشکا همش تو کیفم خواب بود . و اصلا از کیفم بیرون نیمد. سه روز بعد متوجه شدم که اونجا بیکار نبود . چشمتون روز بد نبینه هندس فری موبایلمو به 3 قسمت مساوی تقسیم کرده بود . به لحظه دلم برای خودم سوخت . اگه همون موقع فهمیده بودم پرتش می کردم تو دریا .



پاورقی ...

1- خودمونیم ها خر چقدر معنی داره .

2- از این به بعد میشکا صدا می کنم سیم چین.

3- رئیس شرکت ازم خواست بمونم.

4- اینجا هوا وحشتناک گرمه .. اونجا هوا چطوره ؟؟؟

+ خیس شده در جمعه 25 اردیبهشت1388 17:52 توسط چتر سوراخه |


دروغ خیلی خوبه . در همه موارد کارایی داره . مخصوصا تو شرکت . می تونی خیلی راحت رئیس شرکت بپیچونی بری دنبال کارای شخصی .اون روز رئیس شرکت پیچونده بودم رفته بودم بازار . تو ماشین بودم داشتم می رفتم سمت خونه که گوشیم زنگ خورد . رئیس شرکت بود گفت کجایی گفتم شهرداری مرکزی . راننده چشمش از لحقه در اومده بود . می تونی بابارو دور بزنی . هم از بابات هم از مامانت پول تو جیبی بگیری . اون روز دوستم مثلا باباشو دور زده بود از مامانشم  پول گرفته بود . دستش رو شد . مامانش از باباش پرسیده بود ابروش رفت . دروغ گفتن خیلی راحته ولی اگه بعدش خندت نگیره و بتونی هی پشت سر هم دروغ بگی . فقط باید در بعضی موارد که دیدی داری ضایع می شی کم نیاری . مثلا وقتی پول تلفنت زیاد می شه و ازت می پرسن این همه به کی زنگ زدی خیلی راحت می گی تماس کاری بوده . با کی می ری بیرون ؟ با معصومه ... اون دفعه وقتی از سینما برگشتم خونه مامانم گفت معصومه زنگ زده گفت اومدی خونه بهم زنگ بزن .( دیگه آبروریزی از این بالاتر ). یا هر شب که دیر می یام خونه می گم ترافیک بود . تاکسی نبود . گاهی وقتا هم مامانم می گه می دونم ترافیک بود و تاکسی هم نبود . مثلا معصومه هرچی واسه دوست پسرش می خره به خونه می گه که برای من خریده و هرچی دوست پسرش براش می خره می گه که من براش خریدم. ( خدا رو شکر من از این یکی دروغ معافم ).



پاورقی ...

1- خوب چیکار کنم مجبوریم .

2- یعنی خودت اصلا دروغ نمی گه ؟؟

3- ای بابا مصلحتیه .

4- گاهی وقتا دروغم اینقدر بزرگه که خودمم توش می مونم .

5- همیشه موقع دروغ گفتن خندم می گیره و تابلو می شم .

+ خیس شده در جمعه 18 اردیبهشت1388 21:19 توسط چتر سوراخه |


اون روز خیلی بد فرم با همکارم دعوام شد . دیگه داشت کار به جاهای باریک می کشید. دیگه تصمیم نهاییمو گرفتم . تا اخر ماه که رئیس شرکت می یاد بیشتر اونجا نمی مونم . تسویه حساب می کنم . ایندفعه خیلی جدیه تصمیمم . اون روز داشتم وبلاگمو از تو شرکت چک می کردم . با خودم گفتم نکنه این همکارم ادرس وبلاگمو گیر اورده اومده این مطلب هایی که راجبش نوشتم خونده ... بدرک . بخونه 100 سال می خواهم نبینمش . اصلا بخونه بهتره شاید ادم شه . بابام تا حالا اینجور بهم توهین نکرده بود که این توهین کرد . بابام که توهین نمی کنه . کلی گفتم . مثال زدم. مامانم وقتی شنید خیلی عصبانی شد . گفت باید می زدی تو دهنش ... گفتم بابا بیخیال مامان . چقدر خشنی . خوب راست میگه مردیکه دهاتی از اون سر کشور اومده اینجا نون می خوره حالا پاچه هم می گیره . آخه تو سر پیازی تو شرکت یا ته پیازی . بابا حس مدیر عاملیش منو کشته. آخه ادم عقده های بچه گیشو که نباید سر بقیه خالی کنه . چقدر بی محلش کنم . دیگه تحملم تمام شده . اول صبح که قیافشو می بینم باید کفاره بدم . با بوی اون ادکلن زشتش . از در شرکت که می رم تو سرفه ام می گیره . سریع می رم پنجره ها رو باز می کنم هوا عوض شه . بوی ادکلنش بیشتر شبیه بوی صابون لوکسه. شاید ادکلنش صابونه . چه می دونم هرچی هست بوش خیلی افتضاحه . با اون مدل موهای زشتش . قکر کرده خیلی خوشگل مشه اگه موهاشو بلند بزاره بعدش هم یه وری بریزه تو صورتش . شیطونه می گه فندک بگیرم زیر موهاش . 



پاورقی ...

1- اون روز خیلی تو شرکت بیکار بودیم . اسم فامیل بازی کردیم با همکارام .

2- حیوان با حرف ک : کره بز

3- گفتم که تصمیم نهاییمو گرفتم . تا الانشم به زور تحمل کردم .

+ خیس شده در جمعه 11 اردیبهشت1388 11:14 توسط چتر سوراخه |


مشغول کار کردن بودم که گوشیم زنگ خورد . میس کال بود . زنگ زدم بهش گفتم 100 بار گفتم میس ننداز من بدم می یاد و مگه من دوست پسرتم که میس می ندازی زنگ بزنم . گفت حراست دانشگاه دوباره بهم الکی گیر داده . گفتم چرا ؟؟ گفت، داشتیم تو خوابگاه عکس می گرفتیم که یهو خدمتکاره بدون در زدن اومد تو اتاق باهاش بحث کردیم که چرا در نمی زنی . حراستیمون کرده . اعصابم ریخت بهم . گفتم چرا عکس می گرفتی؟ مگه نمی دونی ممنوعه . هر دفعه یه مشکلی داری . خستم کردی . منو مامان چه گناهی کردیم . مثل مردم باش . چرا به بقیه گیر نمی دن . کم کم صداهامون رفت بالاتر . داشت کارشو توجیح می کرد . هی می گفت ممنوع نیست الکی گیر دادن . گفتم ممنوع باشه یا نباشه عکس نگیر چت می شه . چرا اینقدر پرونده برای خودت تو حراست می سازی . یا تو مشکل داری یا اونا . همینجور صدامون بالاتر رفت . همکارام داشتن نگام می کردن . صداش می لرزید. بهش گفتم هر کاری می کنی به درک . تلفن قطع کردم . 5 دقیقه بعد مامانم زنگ زد . گفت به خواهرت چی گفتی زنگ زده داشته زار زار گریه می کرد . دلم براش سوخت ولی به مامانم گفتم ولش کن بزار آدم شه . وقتی می بینه الکی بهش گیر می دن باید خودشو درست کنه . تا کی می خواهی پشتشو بگیری . حراست همینه . اینم با لجبازی نمی تونه زندگی کنه . سه ، چهار روزه ازش خبر ندارم .



پاورقی ...

1- باهام قهره . منم منت کشی نمی کنم.

2- خواهر داشتنم دردسر شده . کاشکی داداش داشتم.

3- مامانمم خیلی لوسش کرده .

4- اون روز از شدت خستگی 14 ساعت خوابیدم .

5- امروز عروسی همکارمه . خسیس خان به همکاراش کارت عروسی نداد. 

6- حالا مگه من چقدر می تونستم بخورم .

+ خیس شده در جمعه 4 اردیبهشت1388 9:27 توسط چتر سوراخه |