تبليغاتX
دخـــتـری بــا چــــتـری ســــوراخ

دخـــتـری بــا چــــتـری ســــوراخ
ایــن وبــــلاگ هــیـچ شعبـــه دیــگــــری نـــدارد


سلامی به اندازه خستگی مهر ماه
امروز بعد از دو شب بی خوابی و یک هفته کم خوابی دیگه دارم از حال می رم ولی با وجود این گفتم یه سری بزنم ببینم دینا دست کیه . اره دوستم که نزدیک به 6 الی 7 ساله باهم دوستیم دیشب که جمعه باشه عروسیش بود و ما بچه ها در حال سنگ تمام گذاشتن برای مراسم عروسیش بودیم که خیلی هم خوب شد . اره دوستم فقط و فقط ( دقت کنید ) فقط یک بار توی عمرش چت کرد و با یه پسری اشنا شد و بعد از 2 سال دوستی با هم نامزدی و بعدش عقد و در آخرم هم دیشب عروسیش بود و در حالی که من که نزدیک به 6 ای 7 ساله دارم چت می کنم و کمرم توی این راه خمیده شده و دستام پینه بسته و هی دارم پول دکتر چشم پزشک می دم و عینکم کم کم داره جاشو به ته استکان می ده . خـــــــــدا ... چـــــرا . تفاوت حس کردین . دیشب که  نزدیکای صبح بود تو عروسی پی بردم که حنجرم به شدت درد می کنه . بله از بس کِل و داد و جیغ و هر صدایی که به ذهنتون برسه از توی ماشین پشت سر ماشین عروس و داماد ( در راه عروس کِشون ) از خودمون تولید کردیم ، حنجره من تبدیلاتی انجام داده و صدام شبیه صدای تراکتور شده و  کل بدنم ( به خاطر رقص در حد مرگ ) درد گرفته و استخونام داره منفجر می شه .
یه هفته پیش این مطلب تو روزنامه صبح ساحل ( روزنامه محلی استان هرمزگان ) خوندم .کل مطلب تو عکس پایین میاد دستتون.



پاورقی...
1- جای همتون خیلی خیلی خیلی خالی . مخصوص قسمت مختلط عروسی
2- پول اینترنت یادم رفت بگم .
3- من رفتم ثبت نام کنم .
4- بدو بدو جانمونی .

+ خیس شده در شنبه 27 مهر1387 16:15 توسط چتر سوراخه |


سلام به همه دوستای گلم
امیدوارم که از تعطیلات نهایت استفاده رو کرده باشین . کوفتتون بشه من که پنجشنبه رفتم سر کار . امروز در خونه ایستاده بودم منتظر آژانس که یه ماشین اومد وایساد . گفتم ممنون . برگشته می گه مستقیم می رم . نگاه کردم دیدم ته خیابون بن بسته  بعد سمت راست یه خیابون دیگه باز می شه . بعد نگاه راننده کردم  با خودم گفتم مستقیم تو قبرت می خواهی بری.  امروز بعد از 48 ساعت خستگی و کار داشتم بر می گشتم خونه تو خیابون کلی خمیازه کشیدم  با خودم گفتم ملت الان خوابشون می گیره . تا حالا فکر می کردم من فقط روی تختم می تونم راحت بخوابم ولی این مدت که سر کار می رم پی بردم که نه تنها روی تخت بلکه روی صندلی ماشین ، پشت میز کار ، مجبور بشی روی زمین ، کارتن و چمن هم می شه خوابید تازه کلی خوابم می بینی .
امروز  عصر از خواب که پا شدم مامانم گفت می ری نون وایی ؟ . درسته جمله سئوالیه ولی کسی بجز من نبود که بره نون وایی پس می شه جمله ی دستوری . همونطور که خواب بودم  یه صندل پوشیدم با یه مانتو و یه شال رنگ رو رفته رفتیم خرید. داشتم بر می گشتم یه پسر بچه  از کنارم رد شد ،گفت : سلام خوشگله ،  خو لامصب من هم سنتم ، نه من هم قدتم ، نیم وجبی به من متلک می ندازه . اینقدر زورم گرفت .



پاورقی...
1- من  دلم می خواهم برم شمال بگردم . ولـــــــــی نمی شه .
2- اینقدر از این راننده های پیله بدم می یاد . مخصوصا اگه سن بالا باشن.
3- از 1000000000 صدم ثانیه برای خوابیدن استفاده می کنم .
4- پسر بچه داشت بهم اعتماد به نفس می داد .
5- خـــواهرم رفت.
6- ساعت وبلاگم یک ساعت جلو . سر فرصت درستش می کنم .

+ خیس شده در یکشنبه 14 مهر1387 21:30 توسط چتر سوراخه |


سلام به همه دوستای گلم
خوبین . نماز روزتون همچنان قبول . ( هم گرفته ، هم نگرفته) . اگه به وبتون کم سر می زنم واقعا معذرت می خواهم . نمی رسم . آخه جدیدا می رم سر کار . از 8 صبح تا 3 ظهر و بعدشم که می رسم خونه بعد از خالی کردن یخچال ، چهار چرخم می ره هوا و تا عصر می خوابم . تو شرکتی که کار می کنم ، هیچ کس روزه نیست ها ولی هیچ کس نه آب می خوره نه چایی . فکر می کنیم که اون یکی روزه است . ولی قیافه همه تابلو که روزه نیستن . شب هام زود می خوابم که فردا صبح سختم نباشه از خواب بیدار شم .
زلزله که هم دست از سرمون بر نمی داره . امروز ساعت 3:30 که رسیدم خونه 3:45 زلزله شد . داشتم فکر می کردم اگه من اون لحظه تو شرکت بودم ( طبقه8) قبل از خراب شدن ساختمون سکته می زدم .
از تو خیابون که رد می شدم . چند تا زن که گدایی می کردن تو این گرمای ظهر با بچه هاشون که همه دست و پا و کلشون زخم بود نشسته بودن برای گدایی. گرمایی که مردم برای فرار کردن از اون خودشونو به در و دیوار می زنن و 10 بار تو خیابون سر پا می زنن ، سر تاکسی دعوا می کنن . اینا اصلا عین خیالشونم نبود . بچه ها شونم همیشه خوابن . اون دنیا چه جور می خواهن جواب بچه هاشونو بدن .



پاورقی...
1- چرا دفتر چه کاردانی به کارشناسی نمی یاد ؟؟؟
2- آخه نه خیلی درس خوندم استرس دارم .
3- تو شرکت انفرماتیک کار می کنم . فروش ، نصب و  پشتیبانی اتوماسیون اداری.
4- کل دوستام برای  اولین حقوقم خودشونو شام دعوت کردن .
5- پیشاپیش عید فطر به همه تبریک می گم .

+ خیس شده در دوشنبه 8 مهر1387 0:15 توسط چتر سوراخه |


سلام به همه دوستان ، به کسانی که گذری نیم نگاهی به وبلاگم می ندازن و رد پایی ازشون نمی مونه.
پرونده تابستان هم بلاخره بسته شد. مهر اومد، ولی امسال اصلا بو نداره .همیشه دوست داشتم یک مهر تعطیل باشه . شاید چون دل کندن از خواب صبح تابستون و رفتن به مدرسه برام خیلی سخت بود.  امسال یک مهر تعطیل بود ولی بازم برای من فرقی نکرد . تا حالا بیشترین ساعتی که توی یک روز خوابیدی چند ساعته؟؟؟ می خواهین بدونین من چند ساعت خوابیدم ؟؟؟ توی پاورقی می نویسم.
زلزله هم که دست از سرمون بر نمی داره . فکر کنم بندر افتاده رو ویبره . شایدم رقص بندری . جرات نداری سرتو بزاری روی بالیشت راحت بخوابی . یهو می بینی تخت مثل گهواره بچه داره تکون می خوره . ولی واسه من که فرقی نمی کنه . من در هر صورت خواب تشریف دارم . آقای رئیس جمهورم محترمم که تو جلسه با هیئت دولت اعلام کرده زمین زیر پای فرد با ایمان نمی لرزد.
یاد یکی از شعر های افتادم که تو پاییز منو خواهرم می خوندیم . یه یادگاری، یه برگ از دفتر زندگی، یه نیم نگاه
پاییز و پاییزه
برگ درخت می ریزه
هوا شده کمی سرد
روی زمین پر از برگ
ابر سیاه و سفید
تو اسمون پوشونده
دسته دسته کلاغ ها
می رن به سوی باغ ها
همگی با هم یکصدا
می گن قار قار قار قار
پاورقی ...
1- تو این شب های عزیز من رو هم دعا کنید.
2- بیشترین ساعتی که خوابیدم 22 ساعت در یک روز بوده . جدی می گم .
3- زلزله وقتی بده که توی طبقه 8 یه آپارتمان باشی.
4- چقدر بده که توی آسانسور با طرح قطعی برقی در بعضی ساعات تصادف کنی.
5- اگه این شعر ناقصی داره . ببخشید دیگه . هر چی فکر کردم دیگه یادم نیمد.

+ خیس شده در دوشنبه 1 مهر1387 15:10 توسط چتر سوراخه |