تبليغاتX
دخـــتـری بــا چــــتـری ســــوراخ

دخـــتـری بــا چــــتـری ســــوراخ
ایــن وبــــلاگ هــیـچ شعبـــه دیــگــــری نـــدارد


بازم دلم گرفته .... امروز یه حاله دیگه ایی دارم ...
امروز برای اولین بار توی 20 سال زندگیم یا شاید بهتر باشه بگم تو این چند سالی که خودمو بیشتر شناختم یه احساس عجیبی بهم دست داد . نیاز داشتم با یکی درد دل کنم . باید حرف های دلمو به یکی می گفتم دلمو زدم به دریا . رفتم یکی از زیارتگاه هایی که نزدیک خونمونه .دلم خیلی پر بود از همه کس از همه چیز از همه جا زار زار گریه کردم یه زنه اومد ازم یه سئوالی پرسید بهش گفتم اولین باره می یام اینجا . تعجب کرد بعد که گریه هام تمام شد یکی دست گذاشت رو شونه هام . همون زنه بود بهم گفت تو که اولین بارته می یای برای ما هم دعا کن . دوباره اشکام سرازیر شد . باید زود بر می گشتم خونه . الان خیلی احساس راحتی می کنم . بازم می رم اوجا . هر وقت از جلوی اون زیارتگاه رد می شدم می دیدم خیلی شلوغه . با خودم می گفتم اینا بیکارن همیشه می یان اینجا . حالا فهمیدم اینا واقعا کار دارن که می یان اینجا.امشب شب عاشورات ... برام دعا کنید امتحانات خیلی سختی دارم .

 

+ خیس شده در جمعه 28 دی1386 21:39 توسط چتر سوراخه |



میان جاده های غم ،غبار می شوم بیا برای قلب خسته ات، قرار می شوم بیا
اگر چه داغ هجر تو بهار زمن گرفت
دوباره رشد می كنم بهار می شوم بیا
در انتظار رویشت نفس به سینه حبس شد
ترانه خوانی تو را هزار می شوم بیا
بیا ورق بزن مرا به متن تازگی ببر
و گر نه از فراق تو، شرار می شوم بیا
اگر چه خسته ام از رهم ولی برای دیدنت
به بال شوق یاد تو سوار می شوم بیا
تمام هستی ام تویی! تو ای مسافر سپید
برای یك نگاه تو ؛ نثار می شوم بیا.
 

+ خیس شده در پنجشنبه 27 دی1386 10:10 توسط چتر سوراخه |


به هیچ کس اعتماد نکن دخترک
به هیچ کس راز دل نگو دخترک
به هیچ کس نگو که دل بسته ام به تو
به هیچ کس نگو که عاشقش شدی
نه، نه ،نگو
نه، نه، به هیچ کس اعتماد نکن
به هیچ کس نگو که یک شبی کنار پنجره گریه کردی از خاطرش
به هیچ کس نگو که از دیدنش سرعت قلبت از ثانیه جلو می زند
به هیچ کس نگو که روزها گذشت و پیر شدی در انتظار دیدنش
به هیچ کس نگو به هر دری زدی برای باز دوباره دیدنش
به هیچ کس نگو حتی کسی که چتر شد زیر باران برای تو
به هیچ کس نگو حتی کسی که گفت عاشقت شده است
به هیچ کس نگو حتی کسی که نیمه شب برای تو شعر گفته است
به هیچ کس نگو حتی کسی که گفت از بی اعتناییت دلم شکسته است
شک نکن او روزی با تمام عشق رها می کند تو را
نه نه کسی به احساس پاک تو که مثل یک گل شکفته است توجهی نمی کند
آری گل تازه شگفته ات به دست عابران چیده می شود
یا که زیر پایشان مثل یک علف لهیده می شود
دیدی که گفتم به هیچ کس اعتماد نکن
پس اگر اعتماد کردی و عاشقش شدی و قلب تو شکست گلایه ای نکن

 

+ خیس شده در یکشنبه 23 دی1386 13:50 توسط چتر سوراخه |


به خدا اگر به قدرِ سر سوزنی
از سکوتِ باد بترسم!
سنجاقک‌های خسته از خوابِ درخت کناره گرفته‌اند
رفته‌اند پشتِ پرچینِ باغ هلو
دگمه بر پیراهنِ شب و شکوفه می‌دوزند.
دارد دیر می‌شود
تو هم بیا برویم خانه‌ی خودمان،
بالش‌های کهنه‌ی این مسافرخانه
پُر از زوزه‌های باد وُ
اضطرابِ بلدرچین است،
ما هم می‌توانیم شبِ تب‌کرده‌ی دریا را تحمل کنیم
عطرِ عجیبِ همین شکوفه‌ها
خواه‌ناخواه ... راه را بر عبور بادِ بی‌سواد خواهد بست.
بیا برویم خانه‌ی خودمان
هر چه باشد بهتر از بوی باد وُ
بالش‌های کهنه‌ی این مسافرخانه است.
روی زمین می‌خوابیم
دفترِ ترانه‌های حافظ را زیر سر خواهیم گذاشت،
صبح که از خوابِ فال و پیاله برمی‌خیزیم
خانه پُر از بوی می و عطرِ شکوفه خواهد شد.
این همان مطلبی‌ست
که از سهمِ ساده‌ی همین زندگی به ما خواهد رسید.
حالا دست از دوختن این دگمه‌های شکسته بردار،
برایت پیراهنِ خوش‌رنگِ قشنگی خریده‌ام،
وِل کن بیا برویم رو به نورِ چراغ بنشینیم
اینجا دعای روشن هیچ دختری برآورده نمی‌شود
به خدا خانه‌ی خودمان خوب است،
خانه‌ی خودمان خوب است

+ خیس شده در شنبه 22 دی1386 13:19 توسط چتر سوراخه |


از بهشت ، با حوا
اسبی در آفتاب دلم شیهه می کشد
اسبی که یال او
الیاف کهربایی نور است در طلوع
نعلش ،‌ هلال سیمین در آتش شفق
بانگش ندای زندگی و نعره ی هلک
از پشت ، دختری است فروهشته گیسوان
رویش به سوی اینه ی گرد آفتاب
پشتش به سوی من
نزد من از برهنگی خویش ، شرمنک
خورشید بر برهنگی دخترانه اش
می تابد آنچنان که چراغی در آبگیر
یا آنچنان که نوری در برگ های تک
سم می زند به خک
صد ها نشان مادگی از ضربه ی سمش
چون دانه های گندم ،‌ از خک می دمد
در گندمش ، دو پاره ی خک و بهشت پک
در جستجوی دانه ی شیرین گندمش
چون خوشه ای جدا شدم از ساقه ی دمش
افتادم از بهشت دل آسودگی به خک
کنون ، بهشت خود را از دست داده ام
با او ،‌ دو باره از شکم خک زاده ام
این اسب بی عنان
زینی به پشت دارد از چرم آسمان
چرمی که من بریده و بر او نهاده ام
او ،‌ رو به آفتاب سحر شیهه می کشد
من ، چون سکوت ، در دل شب ایستاده ام

ما رو از یاد نبرید

 

+ خیس شده در یکشنبه 16 دی1386 20:39 توسط چتر سوراخه |


شاید اشتباه اما عاشقا دروغ می گن
آدمای مهربون و با وفا دروغ می گن
اونا که میگن که تاهمیشه دیوونتن
بذار بی پرده بگم که به شما دروغ می گن
اونا که می یان به این بهونه که اومدن
از سوی شهر قشنگه قصه ها دروغ می گن
اونا که فدات بشم تکه کلامشون شده
به تمومه آسونا به خدا دروغ می گن
اونا که با قسم و آیه می خوان بهت بگن
تا قیامت نمی شن ازت جدا دروغ می گن

 

+ خیس شده در چهارشنبه 12 دی1386 20:2 توسط چتر سوراخه |


سلام ....
امروز خیلی خوشحالم .... من امروز بعد از 2 ماه و 18 روز به قصد گردش تو شهر از خونه رفتم بیرون....
با دوستم نشستیم حساب کردیم ... دقیقا از روزی که اون رفت ( دوستم دانشجوی اهواز ) از روزی که رفت می شه عید فطر که با هم رفتیم بیرون ، من اگه از خونه بیرون رفتم فقط برای خرید یا رفتن به دانشگاه بوده و امروز که دوستم از اهواز برگشته من با اون برای گردش رفتم بیرون ... تازه کلی آمار دیگه هم گرفتیم که مثلا من چند ماه ذزت مکزیکی نخوردم و سینما نرفتم . تازه از همه مهمتر کباب ترکی نخوردم .... ولی .... چه فایده شهر خیلی خلوت بود .... اخه یکشنبه است .....
بازم برای خودم متاسفم

+ خیس شده در سه شنبه 11 دی1386 23:15 توسط چتر سوراخه |


بازم دوستای فضول من به حریم خصوصی من تجاوز کردند ... آخه آدم چقدر تحمل داره ... اومده بدون اجازه گوشی منو برداشته و جواب یکی از sms های منو داده ... دیروز زنگ زده معذرت خواهی ... گفتم تو دفعه اولت نیست برات متاسفم .... اخه آدم چقدر باید پرو باشه که بخواهد این کا رو انجام بده ... اگه حضرت ایوبم بود تا حالا از دست دوستای من و کاراشون از دانشگاه انصراف داده بود ...
امتحاناتم شروع شده ... حالا یکی یکی پیداشون می شه می گن سر امتحان به ما تقلب برسون ...

 

+ خیس شده در سه شنبه 11 دی1386 23:8 توسط چتر سوراخه |



+ خیس شده در سه شنبه 11 دی1386 22:55 توسط چتر سوراخه


اينجا من هستم؛ سکوتي محض
سکوتي شکسته و درهم بخاطر هر روز نديدن تو
اينجا من هستم ؛ تهي از زندگي و روزمره‌گي
خالي‌تر از هميشه؛ با کلافي درهم و پيچ در پيچ
معني سکوتم را با چشمانم برايت بارها فرستاده‌ام
اينجا من هستم با آوازي که هرگز نشنيدي
من هستم و سازي مبهم
اينجا من مانده‌آم تنها در پس اندوه صداي کهنه سازم
من هستم و گلي پرپر شده از عشقي کور
من هستم و يکرنگي شکسته‌ام
اينجا در شهري دور من مانده‌ام به انتظار هر لحظه که ميايي

+ خیس شده در سه شنبه 11 دی1386 17:50 توسط چتر سوراخه |


نمی دونم چی بگم و از کجا بگم ...
از حرف هایی که نو دلم مونده ... از دوست پسر نامردم که بعد از یک سال که سعی می کنم فراموشش کنم هی به من امیل می زنه و منو یاد نا مردیهاش میندازه و هی می گه من عاشقت بودم تو نفهمیدی ... اخه شما قضاوت کنین عاشقی این شکلیه که یه دفعه بگی من می خواهم زن بگیرم و بری بعد از چهار ماه بیای بگی من باهات شوخی کردم ... مگه عاشقی بچه بازیه ....
شما یه چیزی بگین ... هی زنگ می زنه رو اعصاب من راه می ره ... دارم دیونه می شم

 

+ خیس شده در جمعه 7 دی1386 14:36 توسط چتر سوراخه |