X
تبلیغات
دخـتریــــ بـا چـتـریــــ سـوراخــ ـ ـــ

دخـتریــــ بـا چـتـریــــ سـوراخــ ـ ـــ
ایــن وبــــلاگ هــیـچ شعبـــه دیــگــــری نـــدارد


یکی از دوستام نامزد داره. نامزدش بهش خیانت می کنه . قرار شد من در قالب یه دختر ناشناس بهش زنگ بزنم و امتحانش کنیم . خلاصه من زنگ زدنمو اونم پا داد و حتی یه بارم همدیگه دیدیم . بگذریم این قضیه گذشت و بعد از مدتها این نامزد دوستم منو تو خیابون خیلی اتفاقی دید . البته تنها نبود با پسر خاله اش بود . حالا پسر خاله اش کی بود ؟؟؟ هم دانشگاهی من . فک کن نامزد دوستم می گفت این مریمه . پسر خاله اش می گفت نه بابا این شیواهه . حالا من مونده بودم چه غلطی کنم . منم کم نیوردم رک و راست داشتم توی چشمای هم دانشگاهیم نگاه می کردمو می گفتم من شمارو نمی شناسم . اصن شمارو تاحالا نیدم .


پاورقی ...

تاحالا اینقد تابلو دروغ نگفته بودم

+ نوشته شده در پنجشنبه 20 مهر1391 9:39 توسط چتر سوراخه |


چند شبی هست از سر کار که می یام ماشین نمی برم تو پارکینگ می گم شاید لازم  بشه دوباره برم بیرون و حوصله ندارم هی ماشین از پارکینگ در بیارم . برعکس وقتی می رم خونه تا 12 شب از خونه بیرون نمی یام و 12 شب با غلط کردن و فحش دادن به خودم که چه جوری فک کردی که اخر شب حوصله داری بری ماشین بیاری تو پارکنیگ، می رم ماشین می یارم می ذارم پارکینگ 


پاورقی...

من اینجام 


+ نوشته شده در یکشنبه 19 شهریور1391 9:31 توسط چتر سوراخه |


 تمام برنامه ریزی هام بهم ریخت . دو تا مسافرتام کنسل شد . اعصابم خیلی بهم ریخته . شبا قبل خواب کلی به ضرر های مالی فک می کنم تا خوابم می بره . البته زیادم ضرر نکردم ولی خب من چون دختر اقتصادی هستم برام سنگین تموم شد .کارم بیشتر از اون چیزی که فکرشو می کنید سنگین شده . به ورزش هام نمی رسم . عصر ها وقتی از خواب بیدار می شم که هوا تاریک شده و فقط می تونم توی حیاط چرخ بزنم . اتاقم خیلی خالیه . از وقتی مثلن تغییر دکوراسیون دادم نه کتابخونه براش خریدم نه میز ارایش . فقط تخت و میز کامپیوترم توشه . یکی نیست بگه دختر اینم شد تغییر دکوراسیون ؟؟؟ خب چیکار کنم هنوز میز و کمد دلخواهمو پیدا نکردم . نه دنبالش گشتم خیلی هم گشتم اما پیدا نکردم 



پاورقی ...

چرا اینقد تعطیلی ها کمه امسال ؟

+ نوشته شده در دوشنبه 23 مرداد1391 8:35 توسط چتر سوراخه |


تابستون هم تموم نمی شه که یکم بتونیم از خونه بیایم بیرون . بتونم راحت لب دریا روی ماسه های دریا قدم بذاریم موهامو از شرجی نچسبه توی صورتمون و خیس عرق نشیم . نیسم خنک بوزه و حال کنیم همش چپیدم توی خونه . یا سر کارم یا خونه . هر صبح از لب دریا رد می شم تا می ریسم شرکت ولی حسرت می خورم که نمی تونم پیاده بشم و از ارامشش چند دقیقه ایی استفاده کنم . چقد کار و بدبختی زیاد شده که ادم از روزمرگی ساده و لذت بردن از زندگی دور می شه . هر روز دور تر و دور تر تا اونجایی که توی مرداب استرس و اشفتگی غرق می شه . دلم هوای سفر کرده . باید یه برنامه ریزی درست حسابی کنم . یه دو دوتا چهارتا ببینم صندوق ذخیره ارزی چیزی توش هست واسه سفر یا نه



پاورقی ...

یه خیر پیدا نمی شه خرج سفر منو بده؟

+ نوشته شده در یکشنبه 25 تیر1391 21:57 توسط چتر سوراخه |


گاهی وقتا در برابر بعضی حرف ها باید سکوت کرد . فقط نگاه کرد همراه با یک آه بلند از ته اعماق وجود که طرف مقابلت به اوج خرد شدن و شکستنت پی ببره .

گاهی وقتا باید چشمات رو روی خیلی از چیزا بست . خیلی از حرف ها رو نباید شنید . خیلی کار هارو نباید انجام داد . نه به خاطر اینکه نمی تونی . نه  . به خاطر اینکه اگه انجامش بدی از شعورت زیر سئوال می ره .


+ نوشته شده در پنجشنبه 18 خرداد1391 8:9 توسط چتر سوراخه |


دوست دارم از اردیبهشت بنویسم . از ماهی که برام خیلی خوب بود . اینقد که وقت نکردم بیام اینجا و به دوستام سر بزنم . اینقد که نتونستم براتون بنویسم و تشریحش کنم . اینقد که اصلن نوشتنم نمی یومد . اینقد که دوست داشتم توی حال زندگی کنم نه توی دنیای مجازی . 

اردیبهشت تموم شد و من تموم شدم 

و این بار حال هم مجازی بود .... مجازیـــــــــــ


+ نوشته شده در جمعه 15 اردیبهشت1391 10:20 توسط چتر سوراخه |


صبح با لرزش ویبره گوشیم از خواب شدم . دیدم عکس مامانم افتاده و نوشته مامانی. فک کردم اشتباه دیدم . همینجور که زنگ می خورد از جا بلند شدم و از اتاق رفتم بیرون و دیدم مامانم رو مبل دراز کشیده و داره تلویزیون می بینه . بهش گفتم مامان !! این چه حرکتیه که الان زدی ؟ می گه حال نداشتم بیام بیدارت کنم



پاورقی...

اینم مامان شیرازی من

+ نوشته شده در پنجشنبه 31 فروردین1391 11:36 توسط چتر سوراخه |